نوشته های اخیر

حسابداری صنعتی چیست و چه کاربردی دارد

حسابداری صنعتی چیست و چه کاربردی دارد

حسابداری صنعتی چیست؟

حسابداری صنعتی یا حسابداری بهای تمام شده یکی از مهمترین شاخه های علم حسابداری و به گفته خیلی از اهالی فن پیچیده ترین مبحث این رشته است. اگر از دانشجویان حسابداری بپرسید سختترین درس بین دروس تخصصی شما کدام است بدون شک به پاسخی واحد می رسید: حسابداری صنعتی!

در مطلب زیر به تعریف حسابداری صنعتی و حسابداری بهای تمام شده، تعریف مرکز هزینه، تفاوت هزینه های ثابت و سربار تولید، همچنین آشنایی با انواع روشهای حسابداری صنعتی خواهیم پرداخت. 

حسابداری صنعتی؛ تلخ یا شیرین؟

اما چرا حسابداری صنعتی این قدر مشکل و خاص است؟ پاسخ این سوال در عنوان این رشته نهفته است. صنعت، با متغیرها و پارامترهای گوناگون و متفاوت، بسیار پیچیده تر از دیگر فعالیتهای اقتصادی است. کما اینکه تمام فعالیتهای یک سازمان می بایست با واحدهای مشخص ریالی و ثبت گردند، بدین ترتیب حسابداری صنعتی دشوار و زمان بر می شود. 

به عنوان مثال تصور کنید قرار است یک قوری چینی ساخته شود و در نهایت به فروش برسد. حسابداری صنعتی است که مشخص می کند نرخ فروش چه قدر باشد. بهای تمام شده کالای فروش رفته، همیشه تابعی از بهای تمام شده کالای ساخته شده است. پس گام اول این است که محاسبه کنیم هر محصول برای ما چه قدر آب خورده است؟ برای تولید این محصول علاوه بر دهها مورد مواد اولیه، هزینه سوخت، هزینه آب بهای مصرفی، هزینه حقوق دهها نفر کارگر، هزینه استهلاک دستگاهها و بسیاری موارد دیگر باید محاسبه شود و به هزینه های ثابت اضافه شود تا قیمت تمام شده کالای ساخته شده به دست بیاید. سپس مرحله نرخ گذاری روی کالای قابل فروش انجام می شود. 

اما همین محصول زمانی که توسط یک فروشنده ( یک بنگاه بازرگانی) در چرخه اقتصادی قرار می گیرد به جز هزینه های ثابت فقط قیمت خرید دارد و نهایتا هزینه حمل و حقوق و دستمزد پرسنل فروش. پس فرایند قیمت گذاری به مراتب ساده تر و سریعتر انجام می پذیرد. 

همین مثال می تواند نمونه ای برای تعداد ثبت های بیشتر در حسابداری صنعتی نسبت به سایر شاخه های علم حسابداری، همچنین نیاز به دقت و حوصله و تمرکز بیشتر بر روی عملیات مالی حسابداری صنعتی نیز باشد. 

تعریف حسابداری صنعتی

حسابداری صنعتی به مجموعه ثبت ها و تحلیلها بر روی اطلاعات مالی یک مجموعه تولیدی می گویند که شامل محاسبه بهای تمام شده کالای ساخته شده، محاسبه هزینه های مستقیم و هزینه های سربار ساخت، کنترل تولید، تحلیل اطلاعات مالی واحد تولیدی و بهینه سازی عملکرد مالی سازمان در حوزه های هزینه های مستقیم و سربار ساخت می باشد. 

حسابداری صنعتی در خدمت تولید است. در حسابداری صنعتی مرحله به مرحله، سفارش به سفارش و عدد به عدد، همه چیز با دقت ثبت و ضبط می شود تا در نهایت بتوان یک بیلان آماری و عددی از کل فرایند تولید به دست آورد. بدون حسابداری صنعتی یک مجموعه تولیدی فقط موجودی کالای قابل شمارش دارد، در حالیکه با استقرار سیستم بهای تمام شده تمامی هزینه ها قابل اندازه گیری است. 

آیا حسابداری صنعتی با حسابداری بهای تمام شده فرق دارد؟

در واقع حسابداری بهای تمام شده یکی از زیرمجموعه های حسابداری صنعتی می باشد و در کنار حسابداری هزینه، کنترل تولید و کنترل موجودی تشکیل دهنده یک کلیت به اسم حسابداری صنعتی هستند. اما در گفتار عامه حسابداری بهای تمام شده معادل حسابداری صنعتی به کار می رود. شاید به این علت که مهمترین بخش آن نیز هست. پس فراموش نکنیم هر جا اسم حسابداری بهای تمام شده را شنیدم به احتمال زیاد منظور گوینده کلیه فرایندهای حسابداری صنعتی است و صرفا از شما محاسبه بهای تمام شده را نمی خواهد بلکه ممکن است کنترل موجودی یا تحلیل هزینه ها نیز مدنظر باشد. 

حسابداری صنعتی

حسابداری صنعتی چه کاربردی دارد؟

همانطور که از اسم این شاخه از حسابداری مشخص است کاربرد این نوع حسابداری مختص سازمانهای تولیدی و صنعتی است. فرقی نمی کند یک کارگاه کوچک تکنفره باشد یا یک کارخانه عظیم چند هزار نفره. فرمولهای حسابداری صنعتی برای محسابه سربار و بهای تمام شده یکسانند. اصولا هر کالایی در فرایند تولید خود از مواد اولیه، هزینه های ثابت و استهلاکات، هزینه های جاری مثل دستمزد کارگران و انرژی و سوخت به همراه ملزومات تولید و بسته بندی بهره می برد. هر چه فرایند تولید محصول دشوارتر و پیچیده تر باشد حسابداری صنعتی نیز به مراتب دشوارتر و حساس تر خواهد بود. 

برای بالاتر بردن دقت محاسبات در نرخ گذاری ها و تحلیل های عملیاتی تولید، نیاز است که مدیران با اعتماد به گزارشهای حسابداران صنعتی، اعداد و ارقام را به خدمت بگیرند تا بتوانند بهترین تصمیمات را چه در حوزه فروش و بازاریابی چه در حوزه برنامه ریزی برای تولیدات آتی داشته باشند.

علاوه بر مجموعه های صنعتی بسیاری از شرکتهای خدماتی و مالی و بیمه ای نیز از روشهای موجود در علم حسابداری صنعتی برای نرخ گذاری روی خدمات خود استفاده می کنند. هر چند ممکن است به این حقیقت واقف نباشند.

هزینه ها اصلی ترین اعداد در حسابداری بهای تمام شده هستند

همانطور که گفته شد برای محاسبه نرخ قابل فروش یک محصول نیاز به محاسبه دقیق بهای کالای ساخته شده است. کالای ساخته شده از مواد اولیه ای به دست می آید که نرخ مشخصی دارند و حتی رد صورت از بین رفتن نیز ضایعاتشان با نرخ مشخص و دقیق قابل اندازه گیری است. اگر بنا بود نرخ گذاری روی کالای ساخته شده صرفا بر اساس قیمت مواد اولیه صورت بگیرد عملاً دانشی تحت عنوان حسابداری صنعتی ابداع نمی شد. تفاوت دانش حسابداری صنعتی با دیگر شاخه های علم حسابداری در ماهیت هزینه ها و شیوه برآورد و محسابه آنهاست. باید بدانید برای محاسبه هزینه های تولید روشهای متفاوت وجود دارد. در ادامه برخی از روشهای متداول برای هزینه یابی در حسابداری صنعتی را نام می بریم: 

  1. هزینه یابی جذبی یا کامل

هزینه یابی جذبی یا هزینه یابی کامل روشی از حسابداری صنعتی است که بر مبنای آن کلیه هزینه های مستقیم و سربار تولید در بهای تمام شده کالا محاسبه می شود. با توجه به احتمال رد شدن بخشی از هزینه ها توسط ممیزان دارایی و اهتمام به بیشتر منعکس کردن هزینه ها، این روش مرسوم ترین و جذاب ترین روش هزینه یابی برای مدیران است. 

  1. هزینه یابی مستقیم یا نهایی

نام دیگر این روش روش هزینه یابی نهایی است، زیرا در پایان دوره ارزیابی صورت می پذیرد. در این روش هزینه های متغیر و سربار تولید است که مبنای اصلی نرخ گذاری روی کالای ساخته است. طرفداران این روش معتقدند که چون با کاهش و افزایش تولید میزان هزینه ها تغییر می کند بهتر است در پایان فرایند تولید و بر اساس هزینه های متغیر نرخ گذاری صورت پذیرد.

  1. هزینه یابی برآوردی یا تخمینی

این شیوه مناسب فرایندهایی است که هزینه های ناشناخته ای همچون هزینه های فروش و بازاریابی در خود نهفته دارند. هزینه یابی برآوردی به حسابدار صنعتی کمک می کند تا برآورد دقیقی از همه هزینه ها داشته باشد.

  1. هزینه یابی سفارش کار

در سازمانهایی که تولید محصول بر اساس سفارشی خارج از مجموعه در دستور کارشان است بهتر است از این شیوه هزینه یابی استفاده کنند. زیرا هر سفارش دهنده فرمولاسیون مخصوص به خودش را دارد و هر فرمولاسیونی هزینه های ثابت و متغیر منحصر به فرد خود را می طلبد. هزینه یابی سفارش کار به حسابدار صنعتی این امکان را می دهد که هر محصول را با توجه به سفارش خاص نرخ گذاری کند. 

  1. هزینه یابی مراحل تولید یا مرحله ای

اگر در مجموعه ای فرایندهای تولید در مراحل مختلف از هم جدا باشند و محصول در هر مرحله ای از تولید شکلی منحصر به فرد به خود بگیرد، بهتر است از این روش هزینه یابی برای نرخ گذاری بهای تمام شده استفاده گردد. زیرا محصول نهایی در هر مرحله از تولید در چنین کارخانجاتی هم می تواند محصول قابل فروش باشد هم مواد اولیه مرله بعد. به عنوان مثال یک کارگاه قوطی سازی در مرحله نخست تولید خود قوطی خام می سازد و در مرله بعد آن را رنگ و چاپ می کند. قوطی خام می تواند هم مواد اولیه مرحله دوم کار همان تولیدی باشد هم محصول قابل فروش. 

  1. هزینه یابی استاندارد

این روش نیز از روش های مرسوم و قابل اعتماد حسابداران صنعتی است. در هزینه یابی استاندارد ابتدا کلیه هزینه های صابت و متغیر پیش بینی می شود و در پایان فرایند نیز با بررسی و تطبیق مشخص می شود که چه میزان از پیش بینی انحراف وجود داشته.

  1. هزینه یابی بر مبنای فعالیت

این سیستم مدرن ترین شیوه هزینه یابی در سازمانهای تولیدی است و جالب است که بدانید در کتب آموزشی حسابداری صنعتی چاپهای گذشته فقط ۶ روش برای حسابداری صنعتی نام برده شده بود. در هزینه یابی بر مبنای فعالیت منابع هزینه نقش مهمی ایفا می کنند. بدین ترتیب که در این روش مراکز و منابع هزینه شناسایی می شوند و تک به تک مورد بررسی و ارزیابی قرار می گیرند تا علاوه بر نرخ گذاری محصول، یک بازبینی فرایندی نیز صورت بگیرد تا اگر نیاز به اصلاح یا حتی حذف یک منبع هزینه بود این عملیات در حین پروسه ثبت و ضبط اطلاعات در حسابداری صنعتی صورت پذیرد. 

مرکز هزینه چیست؟

تقسیم کل سازمان به بخشهای کوچک خرج کننده هزینه های سازمان و شناسایی آنها در حسابداری صنعتی نقش مهمی دارد. به هر کدام از این بخش ها که هزینه های سازمان در آنجا خرج می شود یک مرکز هزینه می گویند. ممکن است با توجه به صلاحدید مدیران مالی یا حسابداران صنعتی هر واحد تولیدی یک مجموعه یک مرکز هزینه تلقی شود و ممکن است واحدهای زیرمجموعه هر واحد تولیدی مثل خطوط مختلف تولید، آماده سازی، بسته بندی و … نیز هر کدام به عنوان یک مرکز هزینه مستقل شناسایی گردند. 

هر چه تعداد مرکز هزینه ها بیشتر باشد و این تقسیم بندی از واحدهای خردتری تشکیل شده باشد، تحلیل و تصمیم گیری را برای مدیران ساده تر خواهد کرد. 

تفاوت بین هزینه و سربار

در حسابدرای صنعتی بارها و بارها نام سربار به گوش می خورد. اما سربار تولید چیست و به کدام یکی از هزینه های تولید سربار می گویند؟

در واقع سربار تولید هزینه های غیرمستقیم و ناپیدای تولید هستند که قابل اندازه گیری دقیق و تقسیم بندی بر یک محصول خاص نباشند. به عنوان مثال در یک کارگاه مبل سازی هزینه ای که برای میخ های یک مبل می شود نیز قابل اندازه گیری است اما هزینه برق دستگاههای برش قابلیت اندازه گیری و تخصیص به محصولات نیست. حتی اگر بشود بهای برق مصرفی را به ۳۰ روز تقسیم کرد و به ازای تولید روزانه به محصولات سهم داد باز هم این سوال پیش می آید که آیا یک مبل یک نفره دقیقاً یک سوم یک مبل ۳ نفره است؟ یا زمانی که تیغه یک اره می شکند و نیاز به هزینه کرد برای خرید یک تیغه جدید است آیا باید هزینه خرید آن تیغه برای تولیدات این روز، این هفته یا این ماه محسابه شود یا روز و هفته و ماههای گذشته و …

در حسابداری صنعتی هزینه های ناشناخته و غیر فابل شناسایی که در تولید نقش اساسی دارند را سربار تولید یا سربار ساخت می گویند. به سایر هزینه های مشهود نیز هزینه های مستقیم گفته می شود.

    نظر خود را بنویسید

    ایمیل شما منتشر نخواهد شد.*